۲۳ آذر

گوش من

گوش من پر شده از زنگ صدايت، چه كنم؟
بى تو با ياد تو و حال و هوايت چه كنم؟
قدر من بندگى و قرب خدايى ز تو شد
غير تمكين تو در راه رضايت چه كنم؟
نيست در خانه دگر لطف طنين قدمت
با دو ردى كه به جا مانده ز پايت چه كنم؟
ميزند مرغ خيالم به تمناى تو پر
تو بگو با دل در بند وفايت چه كنم؟
ظلمها رفته به من گر كه ز بى مهرى تو
سر سجاده ولى غير دعايت چه كنم؟
چه كنم تا كه دهد دولت ديدار تو دست؟
اى همه هستى و جانم بفدايت چه كنم؟
سراينده : “ماندانا خضرايى “